صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 48 , از مجموع 48

موضوع: [داستان] داستان های کوتاه طنز

  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    45
    نوشته ها
    613
    تشکر
    490
    تشکر شده 1,143 بار در 644 ارسال
    ماجراهای بلک و دارک

    جنگ ها جهانی>نتیجه ی عملیات

    آنچه گذشت:اون 4 تا شروع به کشت و کشتار کردن

    من:بالاخره اونا زمانشون تموم شد
    بلکون:خب.بیاین.اینم از موفقیت های ما

    بلکون=====>10 تا گوسفند
    پویلر=====> 10 تا گوسفند (بدون پوست)
    داردام======>60 تا خرمالو،60 تا از دادامیان
    ____=======>60 تا از داردامیان،10000000000000000000000000 آدم ایرانی

    همه:چی؟؟؟چطوری شد؟؟؟
    _____:می خوام بهتون بگم صلاح من چیه.یک وسیله ی جادار،محکم،مطمئن.پرایدوک
    همه:
    من:و اینگونه بود که ____ یا همون ایگوپا (ایگوییک + مدیر عامل سایپا) برنده ی 500 تومان2 ملک در مشهد،40 ویلا،63 کامیون و هزاران جایزه ی نقدی دیگر شد.

    //////////////جواب سؤال دفعه ی قبل\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\
    یکی اینکه اون گوسفندایی که بلکون ها داشتن می کشتن افراد پویلر بودن
    یکی هم اینکه خرمالو هایی که داردام انا خریدن رو ایگوپا توشون بمب ریخته بود و بهشون فروخته بود
    ////////////سؤال ایندفعه\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\
    سؤالی ندارم؟
    امضای ایشان
    من رسا هستم.متخصص و عاشق رداستون و کامند بلاک.سال هشتم.تاریخ تولدم فروردین 82.
    با استعداد،مؤدب،با شخصیت و با شعور هستم.
    ذهن خیلی خلاقی دارم.برای داستان نویسی و بازی نویسی.
    از اندرمن به شدت وحشت دارم.حتی بیشتر از هیروبراین.
    از بین کریپی پاستا ها از نول خوشم میاد.موجود باحالیه.

    دیالوگ ماندگار من در رابطه با اسپم:
    یه اسپم یه اسپم دیگه رو هم به همراه میاره.پس شاید عامل یک عالمه اسپم ما باشیم.

  2. کاربر مقابل از black wolf عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    alphamusicer (01-17-2017)

  3. Top | #42

    عنوان کاربر
    کاربر تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    شماره عضویت
    519
    نوشته ها
    33
    تشکر
    793
    تشکر شده 106 بار در 73 ارسال
    ماجرا آلفا
    این قسمت:شب عجیب(ایده ی این قسمت توسط دارک مکس هستش)
    امشب نوبت دارک مکس بود که بره اتاق امنیتی.دارک مکس در رو قفل کرده بود و خوابش برده بود.یدفعه در اتاق fnaf باز شده بود و رباتا اومده بودن بیرون ولی هیچکس نفهمید...
    من تو اتاقم بودم و داشتم آهنگ گوش میدادم و میخوندم.
    من:خودش میدونه خوبه،خودش دیوونه بوده،جی جی جونو ول کرده حالا دیوونه شدههه...
    یدفعه یکی در اتاق منو زد.صدای اهنگو کم کردم و درو باز کردم و دیدم آلیسه.بدون این که چیزی بگه سریع اومد تو و درو بست.
    من:چی شده؟خداییش یه دستیار اینجوری میاد تو اتاق رئیسش؟
    آلیس:پس چطور موقعی که تو کافی شاپ با هم غذا می*خوریم رئیس من نیستی؟
    من:خیلی خوب.تو بردی.حالا بگو چه خبره؟
    آلیس:بلک ولف یه مشکل کوچیک...داره.
    صدای زوزه ی گرگ اومد.
    من:نگو که این زوزه...
    آلیس:اره بلک ولفه.بهتره بریم اتاق امنیتی.نمیدونم چرا دارک مکس نتونست جلوی بلک ولفو بگیره؟از تو اتاق امنیتی همه چیز رو میشه تحت کنترل گرفت.
    من:بیا بریم دستیار.اون اره ی لیزری منو هم بیار.
    آلیس:چی؟؟؟؟؟تو یه اره ی لیزری تو اتاقت داری؟
    من:پس چی؟ماتریکس دو تا انبار اسلحه داره!یکی انبار داخل دانشکده یکی هم اتاق من!حالا حرف نزن اره رو بیار!
    من و آلیس رسیدیم به اتاق.درش قفل بود.
    من:مثل همیشه باید خیلی عاقلانه و بدون خشونت انجامش بدیم!
    با لگد کوبیدم تو در ولی باز نشد.من افتادم زمین و پامو گرفتم
    من:اخ!این دیگه چه دریه؟اره ی لیزری منو بده!
    آلیس اره رو داد و من افتادم به جون در!بالاخره در شکست و باز شد!داشتم میرفتیم تو ولی قبل از رفتن سایه ی گرگ و چند تا ربات دیدم.سریع رفتم تو کد بازسازی درو زدم تو وقتی در درست شد قفلش کردم.
    آلیس:چرا این کارو کردی؟
    من:اگر اعتراض داری درو باز کنم تا داش بلک ولف و برادران فردی به جز سیستر لوکیشن تشریف بیارن تو!
    من دیدم دارک مکس خوابه.
    من:به!ببین امنیت ماتریکس رو دادیم دست کی!گرفته وسط شیفت خوابیده!
    یه بلندگو برداشتم و با صدای بلند تو گوش دارک مکس گفتم:بلند شو!!!!!
    دارک مکس از خواب پرید و گفت:هان؟بچه ها چه خبره؟
    من:هیچی!فقط بلک ولف به گرگ تبدیل شده و فردی و رفقاش از اتاق شون اومدن بیرون!
    دارک :ای بابا،راستی مگه کوین تو اتاق fnaf نبود؟
    یدفعه در با اره ی لیزری باز شد و فردی و رفقاش و کوین و بلک ولف گرگ اومدن!
    من:آلیس چند بار بگم وسایلم رو بیرون جا نذار؟
    همه ی اونا حمله کردن ولی یدفعه صبح شد.فردی و رفقاش متوقف شدن.بلک ولف انسان شد و کوین افتاد زمین!من و آلیس داشتیم میرفتیم کافی شاپ.
    دارک مکس:ببخشید بچه ها.ببخشید که خوابم برد
    من:اشکال نداره.
    یه جارو و خاک انداز دادم دستم دارک و گفتم:امشب ساعت ۱۰ میبینمت!
    بعد من و آلیس رفتیم
    (شرمنده که این قسمت خیلی شد)
    امضای ایشان
    عاشق موزیک و ماین و انیمه ام.
    زمستون خدا سرده دمش گرم...

  4. 2 کاربر مقابل از alphamusicer عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    darkmax (01-17-2017), tt8245508 (01-17-2017)

  5. Top | #43

    عنوان کاربر
    کاربر تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    96
    نوشته ها
    76
    تشکر
    387
    تشکر شده 294 بار در 164 ارسال
    نقل قول نوشته اصلی توسط alphamusicer نمایش پست ها
    ماجرا آلفا
    این قسمت:شب عجیب(ایده ی این قسمت توسط دارک مکس هستش)
    امشب نوبت دارک مکس بود که بره اتاق امنیتی.دارک مکس در رو قفل کرده بود و خوابش برده بود.یدفعه در اتاق fnaf باز شده بود و رباتا اومده بودن بیرون ولی هیچکس نفهمید...
    من تو اتاقم بودم و داشتم آهنگ گوش میدادم و میخوندم.
    من:خودش میدونه خوبه،خودش دیوونه بوده،جی جی جونو ول کرده حالا دیوونه شدههه...
    یدفعه یکی در اتاق منو زد.صدای اهنگو کم کردم و درو باز کردم و دیدم آلیسه.بدون این که چیزی بگه سریع اومد تو و درو بست.
    من:چی شده؟خداییش یه دستیار اینجوری میاد تو اتاق رئیسش؟
    آلیس:پس چطور موقعی که تو کافی شاپ با هم غذا می*خوریم رئیس من نیستی؟
    من:خیلی خوب.تو بردی.حالا بگو چه خبره؟
    آلیس:بلک ولف یه مشکل کوچیک...داره.
    صدای زوزه ی گرگ اومد.
    من:نگو که این زوزه...
    آلیس:اره بلک ولفه.بهتره بریم اتاق امنیتی.نمیدونم چرا دارک مکس نتونست جلوی بلک ولفو بگیره؟از تو اتاق امنیتی همه چیز رو میشه تحت کنترل گرفت.
    من:بیا بریم دستیار.اون اره ی لیزری منو هم بیار.
    آلیس:چی؟؟؟؟؟تو یه اره ی لیزری تو اتاقت داری؟
    من:پس چی؟ماتریکس دو تا انبار اسلحه داره!یکی انبار داخل دانشکده یکی هم اتاق من!حالا حرف نزن اره رو بیار!
    من و آلیس رسیدیم به اتاق.درش قفل بود.
    من:مثل همیشه باید خیلی عاقلانه و بدون خشونت انجامش بدیم!
    با لگد کوبیدم تو در ولی باز نشد.من افتادم زمین و پامو گرفتم
    من:اخ!این دیگه چه دریه؟اره ی لیزری منو بده!
    آلیس اره رو داد و من افتادم به جون در!بالاخره در شکست و باز شد!داشتم میرفتیم تو ولی قبل از رفتن سایه ی گرگ و چند تا ربات دیدم.سریع رفتم تو کد بازسازی درو زدم تو وقتی در درست شد قفلش کردم.
    آلیس:چرا این کارو کردی؟
    من:اگر اعتراض داری درو باز کنم تا داش بلک ولف و برادران فردی به جز سیستر لوکیشن تشریف بیارن تو!
    من دیدم دارک مکس خوابه.
    من:به!ببین امنیت ماتریکس رو دادیم دست کی!گرفته وسط شیفت خوابیده!
    یه بلندگو برداشتم و با صدای بلند تو گوش دارک مکس گفتم:بلند شو!!!!!
    دارک مکس از خواب پرید و گفت:هان؟بچه ها چه خبره؟
    من:هیچی!فقط بلک ولف به گرگ تبدیل شده و فردی و رفقاش از اتاق شون اومدن بیرون!
    دارک :ای بابا،راستی مگه کوین تو اتاق fnaf نبود؟
    یدفعه در با اره ی لیزری باز شد و فردی و رفقاش و کوین و بلک ولف گرگ اومدن!
    من:آلیس چند بار بگم وسایلم رو بیرون جا نذار؟
    همه ی اونا حمله کردن ولی یدفعه صبح شد.فردی و رفقاش متوقف شدن.بلک ولف انسان شد و کوین افتاد زمین!من و آلیس داشتیم میرفتیم کافی شاپ.
    دارک مکس:ببخشید بچه ها.ببخشید که خوابم برد
    من:اشکال نداره.
    یه جارو و خاک انداز دادم دستم دارک و گفتم:امشب ساعت ۱۰ میبینمت!
    بعد من و آلیس رفتیم
    (شرمنده که این قسمت خیلی شد)
    اگه دوست داشتی منو هم بیار
    امضای ایشان
    متولد بهمن 82
    به رداستون و کامند بلاک علاقه دارم و تو ساخت و ساز حرفه ایم
    یوزر من:tt8245508

  6. 2 کاربر مقابل از tt8245508 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    alphamusicer (01-17-2017), darkmax (01-17-2017)

  7. Top | #44

    عنوان کاربر
    کاربر تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    350
    نوشته ها
    64
    تشکر
    24
    تشکر شده 75 بار در 51 ارسال
    دارک مکس من تو داستان نیستم
    امضای ایشان
    اسمم امیرحسین عاشق رد استون کاری و سایت مدکرفت. بیشتر سرور بازی میکنم یه مدت واستون داستان ماین میزارم همین:::::درخدمتیم

  8. Top | #45

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    45
    نوشته ها
    613
    تشکر
    490
    تشکر شده 1,143 بار در 644 ارسال
    ماجراهای دارک و بلک

    آینده>ربات ها

    من:خب.حتماً که نباید بریم به گذشته.من می خوام بریم آینده.
    اون (دارک):باشه.بوریم آینده (باباپنجعلی ای)

    پیییییییییییییییییییییییی یییییییییییییییییییز

    بلک:سلام دارک.
    دارک:سلام بلک.
    بلک:چه خبر.
    دارک:هیچی.دارم یه ماشین می سازم.
    بلک:چه ماشینی؟
    دارک:ماشین نمی سازم که.دارم ربات می سازم.
    بلک:.اوکی.حالا رباته چی هست؟
    دارک:نمی دونم.می خوای بهم کمک کنی؟
    بلک:آره آره
    دارک:باشه.بیا برو این 925819926791265623791695369 تا وسیله رو بخر.
    بلک:.من مردم.


    /////////////////سخن نویسنده\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\
    ببخشید خیلی خنده دار نبود.حال نداشتم بنویسم یه ذره بی مزه شد
    امضای ایشان
    من رسا هستم.متخصص و عاشق رداستون و کامند بلاک.سال هشتم.تاریخ تولدم فروردین 82.
    با استعداد،مؤدب،با شخصیت و با شعور هستم.
    ذهن خیلی خلاقی دارم.برای داستان نویسی و بازی نویسی.
    از اندرمن به شدت وحشت دارم.حتی بیشتر از هیروبراین.
    از بین کریپی پاستا ها از نول خوشم میاد.موجود باحالیه.

    دیالوگ ماندگار من در رابطه با اسپم:
    یه اسپم یه اسپم دیگه رو هم به همراه میاره.پس شاید عامل یک عالمه اسپم ما باشیم.

  9. کاربر مقابل از black wolf عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    darkmax (امروز)

  10. Top | #46

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    385
    نوشته ها
    635
    تشکر
    1,436
    تشکر شده 566 بار در 405 ارسال
    نقل قول نوشته اصلی توسط amir hosein نمایش پست ها
    دارک مکس من تو داستان نیستم
    هستی قسمت بعدی قراره نقشت پر رنگ بشه
    فقط یه چیزی . به چی خیلی علاقه داری؟که من بزارم توی داستان
    امضای ایشان
    دارک مکس هستم یه فتوشاپر حرفه ای هدآرت و پوستر های ماینی میسازم.آنلاین بازی نمیکنم انقدر سوال نکنید
    سوالی درباره ماین داشتید در خدمتم

  11. Top | #47

    عنوان کاربر
    کاربر تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    شماره عضویت
    519
    نوشته ها
    33
    تشکر
    793
    تشکر شده 106 بار در 73 ارسال
    دوستان کسی ایده ای نداره واسه ی قسمت بعد؟مدت هاست ایده به ذهنم نمیاد
    امضای ایشان
    عاشق موزیک و ماین و انیمه ام.
    زمستون خدا سرده دمش گرم...

  12. کاربر مقابل از alphamusicer عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    darkmax (امروز)

  13. Top | #48

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    45
    نوشته ها
    613
    تشکر
    490
    تشکر شده 1,143 بار در 644 ارسال
    مثلاً ایدت این می تونه باشه که دارک مکس مریض می شه و دیگه نمی تونه نگهبانی کنه بعد یکی باید پرستارش بشه و یکی جای اون بشینه نگهبانی بده
    امضای ایشان
    من رسا هستم.متخصص و عاشق رداستون و کامند بلاک.سال هشتم.تاریخ تولدم فروردین 82.
    با استعداد،مؤدب،با شخصیت و با شعور هستم.
    ذهن خیلی خلاقی دارم.برای داستان نویسی و بازی نویسی.
    از اندرمن به شدت وحشت دارم.حتی بیشتر از هیروبراین.
    از بین کریپی پاستا ها از نول خوشم میاد.موجود باحالیه.

    دیالوگ ماندگار من در رابطه با اسپم:
    یه اسپم یه اسپم دیگه رو هم به همراه میاره.پس شاید عامل یک عالمه اسپم ما باشیم.

  14. 2 کاربر مقابل از black wolf عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    alphamusicer (امروز), darkmax (امروز)

صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 345

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای لورم ايپسوم محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد